×
۵ویژگی‌ کلیدی پرسش پژوهش چگونه مساله را به پرسش پژوهش تبدیل کنیم؟

تبدیل مساله به پرسش پژوهش

۵ویژگی‌ کلیدی پرسش پژوهش! پژوهش علمی همواره با نوعی مسأله یا مشکل آغاز‌ می‌شود. هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با استفاده از روش‌های علمی است.البته مقصود تهیه پاسخ برای پرسش‌هایی است که تا زمان پژوهش برا آن‌ها پاسخ منطقی وجود نداشته باشد. هر فعالیت پژوهشی‌ می‌تواند از یک سو در جهت کشف دانش جدید، و از دگر سو در جهت تکمیل دانش موجود صورت پذیرد. هدف اصلی کشف یا تکمیل دانش بشری است، نه تکرار دوباره یک پژوهش، و به همین دلیل دشوارترین گام در پژوهش، مشخص کردن مسأله مورد مطالعه است.

پژوهشگر ابتدا به یک مشکل (مسأله) رو به رو‌ می‌شود؛ معمولا چیزی را که مانع فهمیدن و دانستن استت تجربه‌ می‌کند. ناراحتی و بی قراری وی درباره پدیده های مشاهده شده و مشاهده نشده، یا نوعی کنجکاوی که چرا چنین چیزی بدین شکل وجود دارد، او را به اندیشیدن وا‌ می‌دارد. پژوهشگر باید نوشته‌ها و پیشینه‌هایی پژوهشی را مطالعه کند و تجارب دیگران را مورد بررسی قرار دهد و مداوم آن را بیازماید و با آن زندگی کند.

 

سرانجام دیر یا زود، مسأله پژوهش را به گونه تصریحی یا تلویحی (و معمولاً به صورت یک پرسش) بیان‌ می‌کند، در حالی که بیان او ممکن است جدید بوده یا جنبه ی موقتی و آزمایشی داشته باشد. تنها شرط لازم برای تدوین یک مسأله آن است که حل شدنی باشد، یعنی جواب پرسش مطرح شده را باید بتوان با ابزارهای موجود پیدا کرد. اما برای پژوهشگر همواره این امکان وجود ندارد که مسأله اش را با صراحت، به سادگی و به گونه ای کامل تنظیم کند، و اغلب مفهوم نسبتاً کلی و مبهمی از مسأله در دست دارد.

دلیل این امر در واقع ماهیت پیچیده پژوهش علمی است. حتی قبل از آنکه پژوهشگر بتواند به روشنی بیان کند که در جستجوی جواب برای چه پرسش‌هایی بوده است امکان دارد برای بررسی و مطالعه، اکتشاف، تأمل و تفکر وی سال‌ها طول بکشد. با وجود این، بیان کافی از مسأله پژوهش یکی از عناصر مهم پژوهش است. اصل اساسی این است که اگر مایل به حل مسأله ای باشد، قبل از هر چیز باید بداند که مسأله چیست، چه‌ می‌خواهد انجام دهد، مشکل چیست و مسأله عملی کدام است؟

ویژگی‌های پرسش پژوهش

مسأله پژوهش در نهایت باید به شکلی بیان شود که دست کم دارای ویژگی های زیر باشد.

  • باید رابطه بین دو یا چند متغیر را مورد پرسش قرار دهد

مسأله‌ می‌پرسد که بین دو یا چند متغیر چه رابطه ای وجود دارد؟ جواب این پرسش چیزی است که پژوهشگر به دنبال آن است. برای مثال اگر مسأله به این صورت بیان شود که «چند درصد مدیران و وزارت دارائی از شغل خود راضی هستند؟» در اینجا تلاشی در جهت بررسی رابطه بین متغیرها به عمل نیامده است، و اطلاعات به دست آمده فقط کمک به شناخت مدیرانی‌ می‌کند که آزمایش روی آن‌ها انجام شده است. اما‌ می‌دانیم که مقصود اصلی پژوهش کشف روابط بین پدیده‌ها و دستیابی به نتایجی است که دارای کلیت و اعتبار لازم برای یک قانون علمی باشد. اگر پرسش به این صورت بیان شود که «رضایت شغلی مدیران آموزش دیده شده بیشتر است یا رضایت شغلی مدیران آموزش ندیده ؟» در این صورت مسأله با رابطه بین متغیرها (آموزش و رضایت شغلی) سرو کار دارد. بنابراین مسأله پژوهش باید دست کم دارای دو متغیر باشد.

  • باید روشن و بدون ابهام باشد وبه صورت یک پرسش بیان شود

به جای آنکه گفته شود «مسأله عبارت است از…» یا «مقصود از این مطالعه عبارت است از…» مسأله را با یک جمله استفهامی مورد پرسش قرار دهید.

  • باید حل شدنی و از طریق روش‌های تجربی قابل آزمایش باشد

مسأله موقعی حل شدنی است که بتوانیم به آن پاسخ بلی یا خیر بدهیم . به بیان دقیق‌تر مسأله موقعی حل شدنی است که از روی آن بتوان یک فرضیه آزمون پذیر به عنوان یک راه حل (یعنی جواب) موقتی استنتاج کرد. بنابراین مسأله باید به گونه‌ای تدوین شود که امکان اجرای آزمون تجربی را فراهم سازد، یعنی بتوان آن را با روش های تجربی گردآوری داده های آزمون پذیر (از راه مشاهده یا آزمایش دقیق) آزمود. به گونه ساده، یک مسأله حل شدنی آن است که برای آن بتوان یک فرضیه آزمون پذیر بیان کرد (یعنی بتوان بررسی کرد که آن فرضیه درست یا نادرست است).

  • نباید نمایشگر یک موضوع اخلاقی باشد یا مسائل اخلاقی تولید کند

مطالعه آرمان‌ها یا ارزش‌ها از مطالعه نگرش ها، طرز فکرها، یا کارکردها اغلب دشوارتر است. نمونه هائی از این گونه پرسش‌ها از این قرار است: آیا مردم باید احساسات خود را پنهان کنند؟ آیا افراد باید در همه موقعیت‌ها از تقلب بپرهیزند؟ آیا رهبری سازمان باید آزادمنشانه باشد؟ همه این پرسش‌ها مستلزم نوعی داوری درباره ارزش‌هاست که علم نمی تواند به آن‌ها جواب دهد. مسائل علمی از پرسش های اخلاقی جداست، و برای آزمون سؤال‌های ارزشی راه علمی وجود ندارد. یک راه سریع و نسبتاً ساده برای تشخیص گزاره‌ها و پرسش‌های ارزشی این است که در عبارت های آن‌ها واژه‌هایی مانند باید، ارجح است، بهتر است (به جای بزرگتر است)، و واژه‌های مشابهی را که حاکی از داوری های فرهنگی یا شخصی یا دادن اولویت هاست، جستجو کنیم. البته احکام دیگری نیز وجود دارد که ارزشی بودن آن‌ها زیا آشکار نیست. نمونه های از این احکام (که بدون تردید یا فرضیه نیست و یا فرضیه ضعیفی به شمار‌ می‌آید) عبارت است از: «خویشتن شناسی هدف شخصیت یگانه است»، «پیشداوری بستگی به صفات شخصیتی معنی دارد.»

  • دامنه آن باید محدود باشد

چون دامنه مسائل موجود در طبیعت بی‌انتهاست، بنابراین عاقلانه است که پژوهشگر دامنه مسأله مورد مطالعه خود را محدود سازد هر اندازه موضوع پژوهش محدودتر و مشخص‌تر باشد، احتمال موفقیت و علمی بودن آن و نیز احتمال کشف واقعیت‌های درست و قطعی درباره آن بیشتر است. اما دامنه یک مطالعه نباید آنقدر محدود شود که شاهرگ آن قطع و نتیجه پژوهش تبدیل به هیچ شود. هرچند پژوهشگر قویاً معتقد است که فرضیه مورد مطالعه تنها در شرایطی که آزمایش صورت گرفته درست است، اما درعین حال مایل است درباره طبیعت تا آنجا که ممکن است یک بیان کلی به دست دهد. فرایند تعمیم و گسترش نتایج پژوهش یکی از مراحل عمده روش علمی است.

منبع: گروه تحقیقاتی نخبگان برتر – مشاوره پایان نامه – مشاوره مقاله – مشاوره پروپوزال