×
منظور از بیان مسئله پژوهش چیست؟
پرسش‌های اساسی

منظور از بیان مسئله پژوهش چیست؟

اجزای اصلی بیان مسأله 

مقدمه

بیان مسئله با مقدمه آغاز می شود که با یک حلقه فاصله ناظر بلافاصل بر تعریف مشخص مسئله است، به این معنا که مقدمه را نباید چنان دور از مسئله انتخاب کرد و کلی گرفت که بتوان آن را در آغاز هر مطلب دیگری نیز بیان کرد. مقدمه در واقع فتح بابی برای ورود به مسئله اصلی است و نوعی توجیه و استدلال در جهت پرداختن به مسئله مورد بررسی است. طول مقدمه نباید چنان باشد که بر مطلب اصلی یعنی “تعریف مسئله” غلبه کند و به عبارت دیگر”مقدمه زائد” بر متن باشد. اندازه نوشتاری مقدمه طبعا با حجم نوشته اصلی تناسب دارد و به همین دلیل هر گاه ایجاب کرد که بر طول مقدمه افزوده شود ناگزیر می بایست دو لایه فراتر از مسئله اصلی را در بر گیرد. برای اطمینان از ربط مستقیم مقدمه با متن، شاید مناسب ترین شیوه آن باشد که ابتدا مسئله اصلی را در قالب تعریف مسئله مشخص و تبیین کنیم، انگاه به تدوین مقدمه بپردازیم.

تعریف مسئله

در این بخش، مطلب اصلی یا در واقع مسئله ای که قرار است در تحقیق مورد توجه بازگشوده می شود. اهمیت مسئله مورد بررسی و دلایل پرداختن به آن به عنوان موضوعی ضروری از جمله مطالبی است که در این بخش مورد اشاره قرار می گیرد. در همین مرحله است که پژوهنده تأکید می ورزد که نتایج محتمل تحقیق می تواندبر روند فعلی امور و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های مرتبط با ان ها اثر بگذارد. در تعریف مسئله نباید ادعایی را مطرح کرد که در عناون تحقیق ملحوظ نشده است، در این تعریف برابری محتوایی با عنوان و سایر بخش های طرح پیشنهادی باید پیوسته مورد نظر باشد.

تعریف عملیاتی اجزاء مسئله

گرچه پژوهنده می کوشد مسئله خود را در عنوان طرح پیشنهادی و بیان مسئله به روشنی بیان کند و هر گونه ابهامی را از میان بردارد، لیکن ممکن است اصطلاحاتی در جای جای مسئله به کار رفته باشد که دامنه ی مفهومی ان برای پژوهنده و مخاطب طرح پیشنهادی یکسان نباشد. به منظور تصریح کار و ایجاد شرایط مناسب جهت درک مشترک از اصطلاحات و مفاهیم، محقق به تعریف برخی اصطلاحات می پردازد؛ اما ان تعریف با تعاریف معمول در واژه نامه ها متفاوت است. شاید بی مناسبت نباشد که این تعریف کمی بازگشوده شود.

اساسا تعریف را می توان به دو دسته منطقی (واژه نامه ای) و عملیاتی تقسیم کرد غرض از تعریف منطقی تعریفی است که همگان بر آن توافق دارند و صرف نظر از اینکه در چه بستر نحوی مورد استفاده قرار گیرد، پیوسته دامنه ی معنایی ان یکی است، اما تعریف عملیاتی ناظر بر دامنه ی ویژه ای از معنا و مفهوم است که پژوهنده برای تحقیق خود برمیگزیند تا بتواند بر مبنای آن جریان پژوهش را به طور روشن دنبال کند. تعریف عملیاتی در واقع حد انتظار مخاطب را از مفاهیمی که در تحقیق به کار رفته است تعیین می کند و تکلیف پژوهنده را نیز در جریان پژوهش روشن می سازد و پژوهنده ناگزیر است اصطلاحات مبهمی را که در بخش های مختلف خود به کار برده است_ اعم از عنوان، تعریف مسئله، هدف، و مانند آن_ در آغاز برای مخاطب خود تعریف کند.

تعریف عملیاتی اجزائ مسئله

پرسش‌های اساسی

زمان که مسئله تحقیق عنوان می شود به دلیل کلیتی که دارد نمی تواند به عنوان رویه ی اجرایی مورد توجه قرار گیرد، بلکه لازم است به اجزاء و بخش هایی قابل تشخیص، اجرا، و پی گیری تقسیم شود. این اجزائ را را به عنوان پرسش های اساسی می شناسند. پرسش های اساسی چندین سوال روشن و عینی است که محقق پس از طرح مسئله کلی می پرسد ویژگی این پرسش ها را می توان چنین برشمرد

الف) یک پرسش‌های اساسی باید از لحاظ درجه ی خاص بودن با یکدیگر همسنگ باشند. به عبارت دیگر نباید سوالی ۲۵ درصد مسئله اصلی را در بر گیرد و سوال دیگری ۵درصد ان را پوشش دهد.

ب) برآیند پرسش‌های اساسی باید کل مسئله ی اصلی را پاسخ دهد؛ نه نسبت به ان دارای خلاء و کمبود باشد و نه از آن فراتر رود. به طور مثال، هر گاه بتوان کلیه ی جوانب مسئله اصلی را به هشت پرسش اساسی تجزیه کردف باید هشت برش مساوی دایره ای فرضی را در بر گیرد.

آشنایی به اجزاء بیان مسئله می تواند پژوهشگر را در نوشتن بیان مسئله که از عناصر اصلی طرح پژوهشی است یاری کند.

 

منبع: گروه تحقیقاتی نخبگان برتر – مشاوره پایان نامه – مشاوره مقاله – مشاوره پروپوزال