×

تعاریف نظریه (تئوری)

گروه تحقیقاتی نخبگان برتر:

 

برای هر نظریه سرنوشتی عالی تر از این نیست که راه وصول به یک نظریه جامع تر را که  این نظریه همچون حالتی خاص از آن است و بر روی آن استوار است را نشان دهد” .“آ.اینیشتن”

نظریه «نگرشی منظم ، سنجیده وعقلایی از موقعیت فراهم می سازد ودرگزینش اصول مدیریت، راهنمای افراد است. » (Joseph Bradly2004 ) . نظریه معرف واقعیت بوده ولی عین واقعیت نیست وابزاری است برای تبیــین آنچه هست ، نه آنچه باید باشد . نظریه‌ها سکویی برای مشاهده، درک و پیش بینی پیچیدگیهای رفتارهای انسانی است (Roger & Haines,2000 ).
نظریه همانند نقشه یا الگوهایی است که برحسب اوضاع واحوال سازمانی می تواند راه‌حلهایی را برای حل مشکلات سازمانی تجویز کنند ( رحمان سرشت ، ۱۳۷۹ ).

نقش نظریه ها به عنوان یک ابزار در مدیریت بیشتر به خاطر دسته بندی اصول وآگاهی مهم ومناسب مدیریتی ونیز آشکار کردن محدودیت ومشکلات درونی سازمان است .

نظریه در حکم دام است، تنها کسی که آن را بگستراند می تواند صید کند .”نووالیس”

واژه تئوری، ریشه یونانی دارد و مفهوم کلی آن تقریباً “ملاحظه کردن” ، “بررسی و تحقیق کردن” می باشد.

اما لغت “Theo” به معنی “خلأ” وپی شناخت هستی و اندیشیدن درباره الهیات بوده، قابل تصور است که “Theoria”به معنی اندیشیدن، تفکر و تحقیق درباره “Theos”یا خلأ بوده و با گسترش علوم، مفهوم این واژه بر روی “اندیشیدن” و تحقیق درباره هر مسئله ای متمرکز شده است.

تئوری مجموعه ای (و به بیان دقیقتر، شبکه ای) بهم پیوسته از سازه ها، مفاهیم، تعاریف وقضایاست که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها،از

طریق تشخیص روابط بین متغیرها،یک نظر نظامدار درباره پدیده ها را ارائه می دهد.

نظریه مجموعه ای از تعریفها و پیشنهادها درباره تعدادی متغیر بهم پیوسته است، که همه این تعریفها و پیشنهادها، بُعد منظم و مدونی از وقایع و پدیده هایی را که در اثر همبستگیها و تداخل این متغیرها بوجود می آید، ارائه می دهد.

نظریه ها، دامهایی هستند که ما برای آن گسترده ایم تا آنچه را که “جهان”نامیده می شود صید کنیم و به عقلانی کردن و توضیح دادن و مستولی شدن بر آن توفیق یابیم. تلاش می کنیم تا چشمهای شبکه دام را تنگترو تنگترسازیم.

نظریه، بین متغیرها رابطه علت و معلولی برقرار می کند تا پدیده ها را توضیح دهد یا پیش بینی کند.

مجموعه بهم پیوسته و نظام یافته ای از گفتارها که بیانگر بخشی از واقعیت باشد تئوری می نامند، به عبارت دیگر بررسی کلی و وسیع مسائل از راه تفکر و تخیل است، بطوریکه این بررسی الزاماً رابطه ای با عمل (واقعیت) داشته باشد. تئوری از دیدگاه تجربه گرایی ناب، کوششی عملی در راه جمع آوری شواهد و یافته هایی تجربی و برقرار کردن هبستگی بین این یافته ها و تبیین آنها از طریق استقراء است بگونه ای که هرگونه تصور، تخیل و توضیحات اضافه که بر مشاهدات تجربی متکی نباشد پیرامون پدیده ها مطرح نشود.

تئوری بیان کننده مجموعه ای از مفاهیم است که به صورت نظام مند ارتباط متقابل با یکدیگر دارندو می توان بر اساس آن پدیده ای را پیش بینی و توجیه کرد.

تئوری مجموعه ای از گفتارها (بیانیه ها) یی است که بر مینای قواعد منطقی بایکدیگر در ارتباطند و مبین بخشی از واقعیت هستند.

در این تعریف بر روی چند نکته ای که در پی می آید تاکید شده   است:

۱- نوع خاصی از گفتارها به عنوان عنصر اساسی تئوری

۲ – ارتباط بین گفتارها بر مینای قواعد منطق (قیاس)

۳ – تبیین واقعیت (از راه قیاس)بعنوان ه دف

۴- تطبیق تئوری با واقعیت یا بررسی و آزمایش تجربی شاخص ها در عمل

 

منبع : گروه تحقیقاتی نخبگان برتر – انجام پایان نامه – انجام مقاله – انجام پروپوزال